به دست سرنوشت نامعلوم

دارم میرم به جایی که تا بحال ندیدم ... آدم هایی که تابحال ندیدم...

آدمایی که منتظرن تا بیام ولی هیچ تصویری ازشون ندارم ...

و نمی دونم قراره چی ها بشه ... به آرامشی که میخوام میرسم یا نه ...

 یه سفر طولانی در پیش دارم ... خدایا فقط خوبی رو برام رقم بزن خیلی خستم دیگه طاقت ندارم ...


همگی حلالم کنید نمی دونم در این سفر برگشتنی وجود داره یا نه...

نشد بگم دوستت دارم ... نشد بگم زندگی سخت میشه ... ... نشد ... نذاشتی ... نذاشتن ... نذاشتید...

فقط سکوت سهم من شد ... سکوتی که درد برای من داشت

انقدر منتظر روزگار میشم تا خودش حرفهای ناگفته منو برسونه ...

انقدر منتظر روزگار میشم که ناعادلان و نامردها به بدی هاشون اعتراف کنن ... ولی اون روز خیلی دیره ...

انقدر دیر که دیگه نیستم تا کسی حلالیتی بخواد ... نیستم که به دنبالم بگردن تا ازشون بگذرم ... گذشتنی که راحت از همه وجود و احساسم گذشتن و رد شدن و له کردن...

روزی به همه حقیقت ها میرسی که نیستم تا بگی اشتباه کردم و ببخش ...

اینه روزگار آدم ها که فکر میکنن تا ابد هستن ولی دریغ از دقیقه ای بعد که باشه یا نباشه ...


بدرود

به وجود و عدم وجود دلم مشکوکم ... به آدم بودن آدم ها مشکوکم ...


سلام ...

بعد مدتها اومدم بنویسم... برای دلم بنویسم ... برای دلی که دیگه در وجود و عدم وجودش مشکوکم ...

دلم خیلی گرفته ... و جواب این دل تنگی فقط سکوت هست...

دوست دارم حرف بزنم ولی برای کی ! نمی دونم . بی قرارم ... بی قرار یک لحظه که درش آرامشی ببینم.

تنهایی فشار سنگینی روی دل و شونه آدم میذاره . از طرفی نامردی مردم که خدا رو چه صبری هست بر این همه دیدن و صبر کردن . من طاقت ندارم . واقعا خسته شدم ولی در سکوت این خستگی صدا میکنه .

تا حالا شده وجودتون به قدری درد بگیره که سکوت برش غلبه کنه ؟ این الان احساس من شده هر چند میدونم هیچ چیز بی جواب نمی مونه... دنیایی که گردانندگانش افراد دیگه ای هستن ، هیچ چی رو بی جواب نمی ذارن


گاهی واقعا خدا جون کم میارم .. عجب صبری داری .. چی ها داری توی عالم از آدمها می بینی ولی سکوت میکنی ... عین سکوتی که من از تو یاد گرفتم . وجودم داره می سوزه ولی سکوت می کنم.. درد زیادی داره


کاش میشد از اینجا برم ... یه مدت از اینجا برم ... برم جایی که آدمی رو نبینم ... به آدم بودن آدم ها هم دیگه مشکوکم ... خدایا ، پاکی و آدمیت رو پیش روم قرار دادم ، حتی اگه به چیزایی که خیلی دوست داشتم بهشون برسم و فقط در رویا موندن و آرزوی محقق شده نشدن ، نرسیدم ، ولی آدم بمونم . آدم ...


کمکم کن خیلی تنهام خدایا ... دوری رو بهترین دارو می بینم ولی این دوری دردی به اسم تنهایی میاره ...

درد اونم کم نیست خدا جون...