دلتنگی شب یلدای سکوت و کور !

دل بی دلیل نمی گیرد!
دلتنگ می شود که دلتنگ می شود!!
تنهایی درد بی درمان می شود
ولی یار با وفا می شود!!!
ولی دل همچنان در جستجوی ...
در جستجوی چه ؟؟
خود نیز نمی داند !
هر چه هست دارد سخت می گذرد
آنقدر که سختی آن احساس می شود...
و زبان به صدا در می آید و می گوید ...
چه می گوید ؟؟
خود نیز نمی داند
و در نهایت در صحرای دل همچنان در فریاد بی صدایی ، داد میزند
ولی کیست که یارا شود ؟!
جالبه هیچ کس !
امشب از آن شب هایی که به آسمان می نگرم و می گویم : من هم همانند تو هستم!!! نگران نباش دلهره به خود راه مده ای تنهاترین تنهای آسمانی
امشب بارانی ببار که دل بی قرارم آرام گردد!!!! آرام گردد!
دلم خیلی گرفته و دقیقا نمی دونم چمه و میخوام به چی برسم که تا الان نرسیدم
این جمله ها به ذهنم اومدن و نوشتم
نمی دونم شاید بی معنا باشن ولی برای من خیلی معنا داشتن
از اون نوشته هایی که برای هیچ کس نمیذارم که بخونه یا ببینه
هر جا هستید همگی خوش باشید
هر چند زمان خوشی چطور شده که مزه نمیده
موفق باشید