دنیا و غربت های جدید

دلم گرفته ...
چیز جدیدی نیست همه دیگر حسش می کنند
گاه آنچنان به سرم میزند که دلم میخواهد همه وجود این دنیا نابود شود ...
نمی دانم به کدامین ماه رمضان و شب قدری سرنوشتم تغییر خواهد کرد و دل آرام می گردد ...
روی زمین بسیارها غریب شدند ...
انسانیت ... آدمیت ... رحم ... خدا ... خوبی ... محبت ... عشق ....
پس زمین را با چه اندازه گیرند که ارزش یابد ... با چه خدای من ؟ خدایی که صدا می شنوی ... کجایی؟
از لحظه چوبه دار دلم اندکی نمی گذرد ... صدای نفس های آخر می آید ... به فریاد رس می رسی؟! می شود به فریاد رسم رسی ؟!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت 7:26 توسط همانند من
|