در دامنه وسعت لغات غریب ، اولین ، انتظار در وجود وسیعم طنین می اندازد... 

انتظار ... بسی سخن در بابش مرا در اوج وجود عالمی و نیستی ، میخ کوب می کند ...

باز سکوت .... تنها سکوت یار من است ... و تاریکی شب های تنهایی

برای زمستانی که بر زمین گرم چیره می شود نیز زمانی است برای شکستن...

سکوت مرا چه قدرتی خواهد شکست ...